تبليغاتX
طولانی تر از سکوت -
سه شنبه های ساری

به سنگ!
مقصد برای ساده ای که از ساده های تمام تو از من از تمام من از از من از تمام !
اولین فایلی که فرستاده شد از وسعت چشمهای من از انتهای صندوقچه مادرربزرگ کند کند
تیز تر از حرف زمین های شالی... زار زده ام یخ! جناب کدوم دستم گله؟
نارنج و از سقف... می رویم... رفت!
سایه هایی در من از اتفاق ریخت ند که نمی شود (به سحــــر بگو به همین کشیدگی)...
وجهه تسمیه را بلد نیستم اما می دانم ارجاعات بیرون از تن م نمی گذرد...
در محدوده های خالی سیاه می شوم و از سر...
هوا را در هوایت دارم نفس می کشم ( اینها جملات توست /هست/ ی / نیست!)
نسبت به مشکی از گلدان  و میز و ... پنبه استخدام الکل و بازوهایت ...
حتی سکوت گریه های مردی که روی خیال شانه های من از مرد بودنش کم نیست/ هست در من ... نشات گرفت به!
اینها/جا/ها! خوب نیست ! به ضمیر مخاطبم اضافه شو و به شعر بعدی درود همان فعل قبلی...
یک چیزهایی مثل تو از خودت شروع می کنی و  به من ...من از تو شروع می کنم و به تو ... برگردی آخر درد سر یا
سردرد از مزایای افعال زیاد پنجره است... باز .. بسته ... باز ... بسته!
همین جای متن زانوهایت را بغل کن و... بگذار خاک ته نشین بشوی... خیلی زود تر از فروغ ... افتادم!
خودم را به دستهایم بخشیدم... برای از تو دوست...ادامه! جای انگشت سوم دست چپم هست...
هیچ قاب عکسی از تو روی تنم نبود... من شکل توام! و قدم تا شانه های تو نیست!


 

ویــــــــــــــرایش عملـــــــــــــــی سنگســــــــــــــــــــــــار !!!

 

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه 9 تیر1388ساعت 0:9 توسط منیژه رزاقی |