تبليغاتX
طولانی تر از سکوت - صفحه 73 تا 74
سه شنبه های ساری
 

بعد از تولدم ، چيزي توی یک تماس تلفنی که تعریف کردنش تا امروز طولیده! ریخته شد... تازه رفتنش هم افتاده به اتفاق و دارد مثل همه دیگری ها زندگی می کند و راه می رود و نفس میکشد و افتاد و  ... من دوست نداشتن را فراموش کرده ام و به فرناز هم سفارش کرده ام که دوست داشتن را فراموش کند و یادش برود که کسی که مرا می خری د قرار است مثل غزلهای آقای بذرافشان آب چشمم غم اش را بغل کند و بنشیند آرام آرام و از پنجره دور شد و روبروی هیچ آفتابی آیه الکرسی نخواند و به قله های دور دست برویم و ۳۱۰۰ متر از زمینت ارتفاع را بلند تر بنویسیم و از تمام گون های بنفش نزدیک دماوند برعکس بیاندازیم توی قابهای اندازه اش را تا عروسکم که تازه جمعیده بین ما دستی دستی بشود و از قفس برادرم جا بگیرد! شاباش شاد باش بدهد و امشب خونه بغلی یک سری دستای محلی داره به لهجه لس آنجلسي جشنواره کن روزی هفتاد میلیون وسطی تر از خزر یا کاسپین یک قوم وحشی تر و فارس یا عرب خوش اخلاق تر از ملک فهد برای سرپرستی مخاطب - یک زن هرزه است - / و گربه های چشم آبی که نداشت ( نتوانست که تور ببافد در واقع برای مراسم مان ) رل- نقش اول را لو داده است و دستم توي حنای قبل از تاریخ خوابیده است کپک و شق ال ماه اول برج لالایی سرطان ...

بند اول پاراگراف اول گراف اول نسخه اصلی خط بشین/ ند آرام آرام

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه 28 آبان1387ساعت 22:48 توسط منیژه رزاقی (قاصدک) |