تبليغاتX
طولانی تر از سکوت - اسم ش عر است!
یعنی توقف حیرت میان اشاره ها
 

منی که پشت به من توی ( ) است جلوی این همه راوی (است) نشستم: تمام کت و کولم درد می کنه! تا بریزم دور... ت!
پاشید جلوم ...
تو راه رفتنت ، نشستنت، بیدار شدنت ، راه رفتنت رفتنت رفت تنت ! حسابی می تکانی حتی راه رفتنت را !
مثل خودت می روی توی فرهنگ نرسیده به ... هی آقای از پشت که مثل ِ راه می روی!
به سرم افتاده امشب هوس قدم زدن تا یازده و سی دقیقه شب من با شش عصر تو...
توی یکی از همین وبلاگ های نزدیک که رفت تنت شکل صدایی که هیچ وقت الا الان پا ندارد دست ندارد بده لمسش کنم ... بده حسش کنم... بده که اینجوری!
تا با شما کنارم بیایی و با شما ته نشینم می کنی توی سطل هاش!
دختر عینکی ... یکی دو سطر پائین تر... یکی دو خیابان بالاتر ... یکی دو تا تر... یکی دو ... تر... یکی ... مفتکی ... خنده می کند با یک لهجه یک جوری (می خندد)
هر وقت که پابه پای توام ...
پس من چی؟ من چی که نداره فدات
! بچه بازی که نیست!
اینو بردار ... اینو ... اینو فدات!
یک بار اساسی توی ت خراب شد اسلش خراب شدم و ریختی به پاشید ... همون جا جلوم... یادته؟
تازه بلندی های کاغذ نشست و دستم باز شد بهش
... محض رویای خدا!
این مشق آخری اسم ش عر است... از تویی که سه نفری فقط از منی که سیزده نفر حتی از تویی که به ام نمیرسی ... آب و جارو لازم داشت و یک سطل زباله.... عید شد!
من نشت کرده کلی بهت... قبول کن!
الان شرط گذاشت حرف سوم ام مهم تر است...
تذکر: تا به این پنجمی می رسم وسطی ترین اصل پاشیدن صفحه / تمام شد
حالا جلسه بعدی حرف نون است و بیست و نهمین حرفی که خوردن دارد
... باید زده شود و بالا خره...
"میز فاصله کاذبی ست
 " *
(آخ کی می شه یکی بیاد او موهاتو بکشه من بخندم!)
می شود در کوتاه ترین موهایم / رفت/ ریخت/ مرد/ مرد!

 

 * فروغ...

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه 24 اردیبهشت1387ساعت 19:42 توسط منیژه رزاقی ( قاصدک ) |