تبليغاتX
طولانی تر از سکوت - ...
یعنی توقف حیرت میان اشاره ها
 

 

یک جای این شعر می لنگد
بنویسید به سبک دختری که از خودش ابلیس تر بود - بنویس- و یک جایی برای عربده کشیدن باز می گذارم و...
... تو آمده بود
خیلی وقت است که فکر می کنم همین جایی که می شود بیشتر از خودم بریزم
و آن وقت حواله های تومنی سه هزار ... رسیدنی تر باشم و به اینجا ها تر و
- نه! نه اینقدر که حالم بد شود که احتیاج به دکتر داشته باشی و هفت قلم میز دست دوم
دارم می لنگم و این (شد) که دقیقن وقتی توی حیاط ایستاده شکل خودم که زلید و تاریکی دراز کشید و ...
- پاشم انداخت رو هم ... - اینو از قول وی ... آخه داشت این مدلی اداشو در می آورد!!!
حالا مرضیه شد پای ثابت قصه و اصلن هم کاری به لنگ کشیده اش ندارم که ثابت شد ( که بگیرد و نگیرد) دارد
- پنج تا کم است... به من نزدیک شو!
روی سطر بعدی را توضیح می دهم و تمام اینها
یعنی من و یک من و دو غازی را از شما خریداریم و خودم به اضافه ی همه متعلقاتم مثل کفش و قیچی و پرتقال (را ) گذاشتم بغل راننده
آخرش هم نیستم که بر میگردد می خورد یا ن-خورده است...
تااینکه یک جایی خودش را جلوی صورتش کشید و حوصله اش از این شلیدگی ریخت
و دلت که برید!
حالا بیا فرض کنیم چشم چپم کور و ... که من دارم از گوشم به نفع بیماران سرطانی استفاده می کنم ... (قدر زر زرگر شناسد و ما به آسیب های اجتماعی اش کاری نداریم!)
این (هم) قابل اثبات است و یک جای این شعر می لنگد و جایی هم پیدا شد که به من برسد و هم شما دست از سر بابای لنگ و جرواجر حواریون از سرتا لنگ مفلس بردارید...
خدایی سخت هم هست و "یک جای این ... " چاله افتاده...
 

 

 سه شنبه هاي ساري

 

+ نوشته شده در سه شنبه 22 خرداد1386ساعت 20:6 توسط منیژه رزاقی ( قاصدک ) |