تبليغاتX
طولانی تر از سکوت
سه شنبه های ساری
 

و  از و به و تا و کلمات کلیدی این متن است... یعنی... بیا فیلم جک اند جیل را دوباره ببینیم...
من دوباره مریضم به شدت سریدن روی یک ض
همیشه یک فعل تکراری نیست که توی صورتت پر چین و چروک شده باشد
گاهی لازم دارم یک قبر دسته جمعی داشته باشم
گریز از مرکز/م ... و انتهای دست کسی است از پنج حرف ت یادم رفت!
دارم تمرین می کنم آقا! سخت نگیر...  وقتش رسیده است که یک تازه برایت پست کنم
بدبختی این است که لوکیشن های اینجا گم شده... و هنوز ادامه دارد... و هنوز رفت و هنوز آمد و هنوز قبل از آمدنت رفت... و هنوز از هنوز سوال می کنم رفت
یادآور می شوم خط اول یک داستان کوتاه را همین الان نوشتم...
هر روز تر به اعتدال کسی با وزن من فکر کرد که از اول این کلمات تا همین الان که خط اول یک داستان بلند را می– نوشتم با من به اعتدال نمی – رسید!
ها می کنم به شیشه ی عینکم تا از به بودنت تا روز نبودنت چیزی را مه نگرفته باشد
شماره های تايپ شده توي گوشي موبايلم از همه چيز مخفي تر است حتي از شعرهای تایپ نشده حتی
دل م می خواهد ... اول ماه است امشب بعد ... استامینوفن... خیال می کنم... به شیوه چشم های فاحشه ام که جای یک فقط سوزن انداخت ... خالی شد...
دستهایم و پاهایم و راهایم را خوب خوب شسته ام و منتظرم صدای خش خش این اسپیکرها ... لطفا!
گاهی از سر خیر خواهی شاعرم... و!
 

+ نوشته شده در سه شنبه 13 اسفند1387ساعت 19:28 توسط منیژه رزاقی (قاصدک) |