تبليغاتX
طولانی تر از سکوت
یعنی توقف حیرت میان اشاره ها
 

نویسنده : منیژه... در قاصدک... در پری... خودم...

پست الکترونیک: بی ساایه ات در جی میل دات کام

وب سایت: بی سایه دات در بلاگفا دات کام

 

((کاغذ کم آوردم تا روي چشمهایت بنويسي چهارشنبه 21 فروردين...

حالا به توی عزیز که رسیدم کدوم ليلا کدوم الک کدوم دولک...

از بیرون ... انداختی ام جای همه ی این ها که اشتباهن تا حالا ننوشتم گذاشتم برای بعدن

هر جوری دوست داری ته اش را بچسبان... تو ... تو سطرهای عزیز من هستی...

ترجیح بدهم همراهم را بگذارند توی صندوق چه زیر تختم ... نزدیک تو و مثل اولین بار محل سگ هم به توانایی ام برای دوست داشتنت نگذاشتی ... زیر تختت...

تو که هنوز هیچی نمیگویی یا نمی گویی را هم می شنوم...
سخت است
چه با ساد چه بی صین همیشه همین صغرا ست همبن کبرا ست که می چینند و جیکش هم در نمی آید ...
هم تابستان و هم پائیز و زمستان...
از این هم استفاده می کنم توی پرانتز  
{بهار فصل جفت گیری است... از این یکی هم... بهار فصل است... جدا جدا... تازه این هم نکته ی اساسی خوبی است... جدا جدا...}
بچینم توی هفت س!
نویسنده آدم حتمن محترمی ست ! قصد دارم که لا به لای همین که می بیند و شاید هم که نه می بیند... می بیند
خودش که حرف راست و حسینی نمی زند به آدم !
لااقل بیا تا برای یک دامن هم که شده فرق من و تو را که باد بلند می کند از روی زانوهایم ... می فهمند!
همچین های صورتم را هم این صدای سیخ را ... باد می زنم
چه خوب که امروز پنج شنبه نیست... چ  چ چ هااااااا یکشنبه هم که نیست ...
هیچ وقت نکردی به وقتش برسی اینجا ... پهلوم... نه درد نمی کند که! لعنتی من حالم خوب است!
گیومه قوئی پریده بی گاه از خواب گیومه سهراب ... مرسی
همین بود که میخواستم تا صبر کنم به دستم رسید..
راستی دومین روز عید هم پنج شنبه نبود! یکی دیگه... تا شهریور صبر کن... باشه؟
این من است که حالا به دنیا می آید و هنوز زود است تا نگهت دارم و بنویسم آ آ آ ... ی ... شعرم نمی آید...))

سلام
قلب سمت چپم که در حال تپیدن است نفس که می کشم قورتت که می دهم قلب سمت چپم بخش تازه ای از بیست و یکمین روز رفت تنت...(صدای طپش...)

طولانی تر از سکوت...

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 21 فروردین1387ساعت 0:25 توسط منیژه رزاقی ( قاصدک ) |