تبليغاتX
طولانی تر از سکوت
یعنی توقف حیرت میان اشاره ها
 

حال من توي خواب پهن است سه بار سر خط س س س لام

من یک چشم هم دارم نقطه تازه تر هم هست پائين / تر هم هست

بعدش می نشیند و حصیر می بافد برای دیوار بنويس كه پيش من و تو یک غار با دیوارهای خیس فاصله است يعني دو نقطه  مثلن باران را دوست دارم... حتی برای آرایش ... دیروز تومانی 1000 بود...خدای من!

وقت نمي كند (ام) خواب ببيند شايد كه بيايي و ردم را لاي بوته هاي نخود پاشيدم ويرگول به اين خداي الاني من ريخته و فكر مي كند لال ها هم حامله مي شوند

عشق مي كنم دنبالت بگردم توي الاغ! نقطه تا سه معتقدم به ايمان كه دارد بزرگ مي شود روي سينه ام ...

يه مش سيدار - و تا دخانيات را خط خطي كرد- نقطع ريل خطار است دوووووو-ووووود!

كيفيت اين هوا اين است كه يك دقيقه اي در سه هزار بار خودم را ريش ميكنم داخل ريش پرانتز

يك زير گوشم بگو... چشم چشم دو نقطه مثل دو ابروي تو خالي ... سياه

امروز صورتت مهربان تر است. سكه هاي چهار لا مثل دولاپهناي اين زندگي را برد ويرگول خورد ته اش هم 2.

اين يك منم كه مي خواست خر باشد حالا بزرگتر حاشيه – بكش- شيه حا

صورتم سوخت از عشقت سه نقطه يعني زير گونه ام بالاتر بيشتر مي خوادت تا شين- واو- هـ- ر

يك حرف ركيك... ويرگول ته ام تيره – تر...

7 تا به من كه فارنهايت ام رسيده ... حالا چهلمين روز –درگذشت- بالا بلند است و بام بام به طرف بهشت فرمان بگير سر خط- ر نقطع

شما يك بالشت ببند شكمت اسمش زندگي- سگي است كه جمله كه ربطي كه ندارد (من دارم مثلن ميميرم)

نقطه تا ويرگول شدني تر است

و ساعت نه صبح (.) من منتظرم بيدارم كني مثل ديشب سه نقطه

 

 

                          ویرایش عملی سنگسار!!!

 

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه 23 مرداد1386ساعت 22:30 توسط منیژه رزاقی ( قاصدک ) |