تبليغاتX
طولانی تر از سکوت
یعنی توقف حیرت میان اشاره ها

 

 

من به شکل وارونه اعتقاد دارم به

فلسفه اعتياد مي آورد به بچه وقتي توي حوض نقاشي مي افتم و قلكم ...‌ ببين هيچي توش نيست!

گفته بودند و نقل قول داده بود به بهانه ي همين يك كاسه شلغم براي ... آي! نگا نكن!

هر چند تا حلقم نرفته بود (هزار بار با همسايه سي دي رد و بدل كرديم و )       - پوچه!

همش كه نمي شود سر در بياوري از اين بزرگتر(ها)، خواستم از "اين" استفاده كنم.

"همين"!
- به همين سادگي؟! ... آره يا نه هر چي ...  ما(ه) به چيزي اعتقاد( اينجوري بخوانيم: تت) دارم

يا سطل آشغال پر از گريه باشد وقتي دارم از خوشي كار زشتي كه مي كنم

 -مي لرزم

"دستم سياه شده آقا" و تنگ ماهي ...دارم از لواشك فاصله مي گيرم و سوغاتي شما براي شبي كه پيشم نبود/ اتاقت چي داشت؟ مثل "خوابگاه دختران"

با ارواح رابطه دارم/ حدس مي زنم! احتياج نيست (فندك) يا حتي وقتي كادوي تولدت را براي كامپيوتر باز مي كني...نه!...من... من

بوي سوختگي مي گيرد/ هيچي توي فكرم نيست فقط/ !

چقدر و كاسه بياوريم پر از تب باشد

من به اين  ۵ احتياج دارم... به 8 ... به 11... به 0 (صفر!)

5=...

8= خدا

11= ...

0مساوي نيست!

به جاي اينكه به من دستور بدهي زحمت بكش كمي پاك كن بخر براي مشق شبم

حساب كن بگذار به حساب خط 1 بگذار پشتش بمانم

بايد روز بشود ماه بيايد وگرنه از كجا بياوريم درخت قيچي كنيم پر از حرفهاي گنده كنيم
بچسبيم!
- به حرفاش به كاراش به نگاش ...

- دنيا رو هالو مي كنه !

ستون فقراتم شل باشد / كله م /

به پايين پنجره (بهتر) چسبيده بود يا زمين هر طور دلش خواست     سرگیجه گرفتم!

آدمي زاد است و هزار جور درد و مرض دختر!

قول داده بود تا وقتي مهندس شوم هيچ وقت از مداد استفاده نكنم... 

 

                      http://www.degaran.com/

 

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه 6 اسفند1385ساعت 18:37 توسط منیژه رزاقی ( قاصدک ) |