كسي كه اينجا نيست( صفحه دوم)
و فكر مي كنم دماي طرف كمتر از اين ساندويج بود (تف بزن روي صورت بغل دستي)
دارم عرض اندام و طولم را مي كشم رويت تا از در رفاقت در بيايد - تا خورده باشد ( براي يادآوري)
همين جانمي شود چرخيده مي خواهم حاشيه از طرف راست چپ شد ( بدون فلش)
لطفا ادامه نده (-)
انگار همين الان سلول دوتايي خودمان را دار زده باشم (!)
چيزي توي مغزم نيست و مغزم نيست كه ... بگذريم (امضايش توفر دارد )
فقط يك بازي كرديم همين كه و تا ته پيش برويم؟ (رفت)
حالا ببين درست همين ديروز بود فردا (تقويمت چوب خط ندارد هاي رفتي با باد؟!)
و حالا همين هم باشد ( قسمت اول: )
من آن موجودي نيستم ( فراسوي اين دست كارخانه ي معتبري ست)
توي دهانش چشيده شدم بالا نياوردم اما بدجوري ليز بود (سر
رر
ررر
رررر)
داشت با همان شاخه گلي كه هيچ وقت توي كله ام نكارند (برخورد به پسر اولي )
مثل مسيح بايد لابد دختر خدا باشم ( و كمي بوي ترشك مي دهد)
با تو دست به دو مي زنيم چيزي در بغلش مي چسبد ته كفشت (~~~~~~~~~)
به مادرم نگويي: داريم تمشك ها را دو به يكي قسمت مي كنيم (من=2من)
امشب از روي اين سه بار نوشتم (" ")
باز "دارم" از درخت مي افتد (و مرگ مولف)